أبو القاسم گرجي

158

تاريخ فقه و فقها ( فارسي )

كه بديشان در فتوى اعتماد مىداشت ، سيد او را نائب خود در شهر حلب ، و گاه جانشين خود در تدريس نيز قرار مىداد . او اولين كسى بود كه به حرمت نماز جمعه در زمان غيبت فتوى داد . سلار داراى تأليفاتى است كه از آن جمله بايد المقنع و التقريب « 1 » و المراسم و الرد على ابى الحسين البصرى و تتمة الملخص را بر شمرد كه به ترتيب در بارهء مذهب و اصول فقه و فقه و رد بر ابو الحسين بصرى در نقض كتاب الشافي سيد مرتضى ، و تكميل كتاب الملخص سيد مرتضى ، نوشته شده است . « 2 » قاضى عبد العزيز بن نحرير بن عبد العزيز « 3 » بن البراج الطرابلسي ( 481 ه ) زاده و بزرگ شده در مصر و وجهى از وجوه ، و از فقهاء اماميه بود و مدت بيست سال متصدى قضاء در طرابلس بوده است . در اصول و فروع كتابهايى دارد كه از آن جمله بايد كتاب المهذب و شرح جمل العلم و العمل - كه اصل آن از سيد مرتضى است - و الجواهر و المعالم و المنهاج و الكامل و المقرب را بر شمرد . « 4 » نظام الدين ابو الحسن ( و يا ابو عبد الله ) سليمان بن الحسن ( و يا الحسين ) الصهرشتى الديلمى ، فقيه فاضل دين دار ، در مجلس درس سيد مرتضى مىنشست و از بزرگان شاگردان او بود . او را اقوالى است كه گاه در كتب فقه به نام او نقل مىشود . او داراى تأليفاتى است كه از آن جمله است : شرح ما لا يسع جهله « 5 » و تنبيه الفقيه و النصير فى نقض كلام صاحب التفسير يعنى قاضى ابو يوسف قزوينى و الانفرادات بالفتوى و عمدة الولي . « 6 » ابو الفتح محمّد بن على الكراجكي ( 449 ه ) . يافعى گويد : او رأس شيعه ، و صاحب تصانيف ، نحوى ، لغوى ، منجم ، طبيب ، متكلم ، و از بزرگان اصحاب مرتضى بوده است ،

--> « 1 » . روضات الجنات در ص 200 به نقل از خلاصهء علامه ، و همچنين كتب ديگر اين كتاب را به نام التقريب ياد مىكنند ولى ادب المرتضى در ص 118 آن را به نام التعريب ياد كرده است . « 2 » . روضات الجنات ، 200 و ادب المرتضى به نقل از رياض العلماء مخطوط ، 447 - 448 و كتب ديگر . « 3 » . موافق روضات ، 351 ولى در ادب المرتضى ابن نحرير بن عبد العزيز را ندارد . « 4 » . روضات الجنات ، 351 و معالم العلماء ، 71 و كتب ديگر . ( ادب المرتضى ، ص 119 ) « 5 » . روضات الجنات ، نقل از معالم العلماء ، 303 ، ولى در ادب المرتضى ، 119 « شرح ما لا يسع تنبيه الفقيه عليه » ضبط شده است . « 6 » . روضات الجنات ، 303 و معالم العلماء ، 49 و كتب ديگر . ( ادب المرتضى ، ص 119 )